آن روز روز باران
آن روز
روز باران بود
آن روز روز باد
من
سبزه زار
ساحل
در هاله سکوت فرو بودیم
دریای دور
از رویش سپید و کبود موج
در آستان سبز بهاران بود
در دور دست
در سبزه زار
ناگـاه
باغی از زنبق
رسـت
آن روز
امواج یاد
آرام آرام
در ساحل سپید نشستند
من
سبزه زار
ساحل
آن روز روز باران بود
آن روز روز زنبق
22:49 | کسی از جنس باران
|
آبی و قرمز
وقتی که بـارون میزنه گونه هاتو خیس می بینم
نمی دونم گـریه کردی بغضـتو بـارون می بینم
من عاشق چشمهای تو تـو عاشـق نـگاه مــن
من عاشق اشکـهای تو میخندی به گریه های من
مـنم اون آبــی تنـها تویی اون قرمـز عاشـق
من میگم آبـی تـرینم ولی تو قـلب یه عاشـق
دل مـن آبی دریاست دل تـو آتـیش قـرمز
آتـیشم دو رنگی داره ولـی تــو قـرمز قرمز
تنهاترین دل خوشی من پاک کردن اشکهای تو بود
اشکهات شده بود بهونه سرم روی شـونه هات بود
بـزرگـترین گـناه مـن شـکستن قـلب تـو بـود
شکستن اون قـابی که قاب عمرعکس من وتو بود
22:1 | کسی از جنس باران
|
تـو آخرین طبیبی که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تــو نوری از خدایی که پیغـام خـدا را
به گوش من رساندی به روح من دمیدی
زیبـاترین بهـاری پـایـان انتـظاری برای من که تـنها
تو یک حریم امنی تـو آخرین دوایی بـرای خسـتگیها
من کولـه بار عشـقو تا پای جـان کشیدم
در زیر سـایه های خـوش باوری خـزیدم
امـا یه قــلب سـاده نـدیدم که نـدیدم
من از تکرار حرف دوستـت دارم خسته ام
من به اون کس که باید دل ببندم بسته ام
20:27 | کسی از جنس باران
|
قصه امیر
بارون امشب توی ایوون
مث آزادی تو زندون
بی صفا بی تحرک بی ریا بود
توی زندون می کنه جون
مرد با همت میدون
توی فکر رای فرجام امیر
بی سر انجام نداره حتی رفیقی
که بگه دردشو
درد دیدن و نگفتن
بی سر انجام
توی فکر آسمون
که بباره بلکه تو قطره بارون
بتونه اشک خدا رو هم ببینه
نمی دونه حتی اشکم
دیگه فایده ای نداره
22:8 | کسی از جنس باران
|
هر چی هستی
هر چی هستی باش اما باش....کاش بمونی برای این دل شکسته
هر چی هستی برای من عزیزترینی.. بهترینی.. بهترینم.....
هر چی هستی آرامش این مجنونی.. مجنون چشمان تو...
بمون تا غزل عاشقی در کنارت بمونه..... فقط بمون..........
هر چی هستی باش و بمون با اسیر نگاهت..................
12:56 | کسی از جنس باران
|
من شکستم آری!
من شكستم اري
تو شكستم دادي
باده رنگ و ريا را
تو به دستم دادي
من غريبم اري
تو غريبم كردي
بي خبر از ايينه ها
پر فريبم كردي
تو مرا همچون شمع
از سر جور و جفا سوزاندي
تو مرا سوزاندي
تو مرا بر در و ديوار بدي كوباندي
من شكستم اري
تو شكستم دادي
تو مرا از بودن
تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها
ترساندي...
تو مرا از فردا...
تو مرا از دريا...
تو مرا ترساندي
من اسيرم اري
تو اسيرم كردي...
بي خبر از باران..
تو كويرم كردي
از شراب دوري
تو چه سيرم كردي
من شكستم اري
12:23 | کسی از جنس باران
|
سوگند
سوگند به کتابهایی که در قفسه ی کهنه ی کتابخانه ام به من نگاه می کند
سوگند به آخـــرین برگی که از شاخه ی درخت انجیر بر زمــین می افتـــد
سوگند به واژه هــــایی که کبوتـــــــر وار به سوی تــــــــو پر می کشنــــد
به مرغ های آسمان نیم نگاهی هم نمی اندازم
و جـــواب ســــلام آهوان منتظــــر را نمی دهم
به شرطـــــی که تــــــو در کنــارم باشی .....
1:45 | کسی از جنس باران
|
دوست دارم........
دلــم لـــبريز اندوه است و تنگ دوستـــــــت دارم
بخوان شعري به آهنگ قشنگ دوستـــــــت دارم
قدمــهاي مرا بـــــاران به سمــت خانـــه تان آورد
به دستم شاخه ي ياسي به رنگ دوستـــت دارم
دلم شد تنگ آن روزي که مي زد دست معصومت
مرا در کوچه ي رندان به سنـگ دوستــــــت دارم
کلاس اول عشــــق و دو همشــاگردي عاشـــق
مــن و تــو آن دو شـاگرد زرنـگ دوستــــــت دارم
نشستم خط به خط با تو نوشتم مشق بـــاران را
به روي دفتـري کاهي به زنگ دوستــــــــت دارم
در و ديوار اين خانـه پر است از شـعر و افســـانه
پر از نــقاشــي بي آب و رنــگ دوستــــــت دارم
12:12 | کسی از جنس باران
|
هزار
هزار خواهش و آيا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چراي بي زيرا
هزار بود و نبود
هزار شايد و بايد
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بوک و مگر
هزار بار هميشه
هزار بار هنوز ... مگر تو اي همه هرگز
مگر تو اي همه هيچ
مگر تو نقطه پايان
بر اين هزار خط ناتمام بگذاري
مگر تو اي دم آخر
دراين ميانه تـــو
سنگ تمام بگذاري
21:24 | کسی از جنس باران
|